تبليغاتX
یه نفر یه جایی تموم رویاهاش لبخند توست!! -
پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند

باران يه شوقه براي رهايي

 

 رهايي از سرزمين تنهايي...

 

 و صداي باران براي من و تو لالايي است! يه لالايي که آسمون مهربون با کمک ابر عاشق براي ما

 

 مي خونه.

 ماه من!

اگر اين باور را داري پس اين تو و اين هم صداي باران!!!

 

 

ماه من!

 

 

منتظر نباش...كه شبي  بشنوي  از اين دلبستگي ها ي ساده دل بريده ام!!!...كه عزيز باراني ام را در جاده اي جا گذاشته ام!!!...

يا در اسمان به ستاره ي ديگري سلام كردم!!!.

 

توقعي از تو ندارم!!!...

اگر دوست نداري در همان دامنه ي دور دريا بمان!!!...

هر جور راحتي........

باران زده ي من!!!!!..........

همين سوسوي تو از ان سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاي ام كافي است!!!...

من كه اينجا كاري نمي كنم....فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم!!!!.......همين....!!

اين كار هم كه نور نمي خواهد.....!!!

مي دانم كه به حرفهايم مي خندي...............!!!!

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 0:28 توسط ..:: سحر ::..

onUnload="window.alert(' هميشه اين تويي كه ميري هميشه اين منم كه ميمونم')">