![]() |
![]() |
|
| پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند |
|
زیبایی عشق به سکوت نه فریاد! زیبایی عشق به تحمل نه خوردشدن و فرو ریختن!
عشق خیالیه که اگه به واقعیت برسه تموم شیرینی خودش رو از دست میده... عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میزاره! عشق سخن گفتن با نگاهه!عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدن... آه... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 22:35 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یکی بود یکی نبود...
زیر این سقف کبود... یه غریبه آشنا! دل و جونمو ربود... این جوری نیگام نکن !!! گل یاس مهربون... اون غریبه خودتی همیشه پیشم بمون....! سحر 20 ساله یه مسافر تنها در حوالی جاده که اومده به صدای بارون گوش بسپره...! همین! |
|
RSS
|